تولید گرده گل - از صفر تا صد

این مطلب بر اساس تجربیات من و دوستانم با این هدف نگارش شده که ره ده ساله ی ما را در سی دقیقه بپیمایید و شروعی قوی تر و آگاهانه تر را در تولید گرده گل به عنوان محصول جانبی در کنار عسل داشته باشید. این نوشته حاوی سیزده تصویر و چهار ویدیوی آموزشی است، ادامه مطلب را پس از مشاهده عکس یا ویدیو از دست ندهید. 


کدوم زنبورداریه که به فکر افزایش درآمد خودش نباشه، مخصوصا توی سال هایی که اوضاع عسل خرابه! چه خوبه که تلاش برای افزایش درآمد بجای زیاد کردن تعداد کندوها، بره به سمت تولید یک محصول جدید. به قول "آشیخ محمدجعفر اخوان مقدم (لینک عکس)" جد من، آدم باید چشمه هاش رو زیاد کنه و وقتی چشمه ی جدید رو پیدا کرد، نذاره قبلیه خشک بشه. توی این نوشته در مورد این صحبت میشه که چطور یک چشمه دیگه به نام تولید گرده گل، به چشمه هامون اضافه کنیم، بدون اینکه آب باریکه ی عسل خشک بشه.


سوالات اساسی این متن ایناست:

چطور گرده تولید کنیم؟ هر کندو چقدر گرده میده؟ چند روز یک بار می تونیم گرده برداشت کنیم؟ چطوری تولید بیشتری داشته باشیم بدون اینکه به کندوها فشار بیاریم؟ چطوری با تولید گرده گل درآمد بیشتری رو در زنبورداری کسب کنیم؟


تله گرده، گرده گیر، یا تله گرده گیر:

یه بار برای همیشه، اینجا سنگ خودمون رو وا بِکَنیم. ترکیب "تله گرده گیر" که از بیخ غلطه، پس حسابش به کنار. از اون طرف زنبور برای من یکی که مظهر نظم و تعالیه، دوست ندارم دائم فکر کنم که دارم به زور ازش یه چیزی می کنم! پس تله گرده یا Pollen trap رو هم به سنت حسنه ی کهنه زنبورداران که برای زنبور عسل احترام زیادی قائل بودن بی خیال میشم. از این به بعد در این متن و ویدیوهای مرتبط از ترکیب گرده گیر استفاده خواهم کرد.


گرده گیر های من، تجربه هایی برای انتخاب گرده گیر مناسب:

اولین گرده گیری که میشد باهاش کار کرد رو در سال 1391 از "ایران کندو" خریدم. آقای حاجی حیدری می گفت که این رو از روی یک نمونه آلمانی ساخته، و انصافا هم مثل بقیه محصولاتش عالی بود. گرچه چوبی بود ولی بسیار خوش ساخت، با شبکه ی پانچی دایره ای و دارای یک مخزن پلاستیکیِ خوش ساخت. تنها مشکلی که این گرده گیرها داشتن، شکل دایره ای شبکه ها و از اون بدتر پانچی بودنشون بود. شکل دایره ای باعث میشد که درصد بسیار بالایی از گرده ای که زنبورها با خودشون آورده بودن به داخل مخزن گرده گیر بیافته و بعد از دو سه روز به شکل محسوس روی فعالیت های داخلی کندو تاثیر می گذاشت، پانچی بودنش هم باعث میشد بدن زنبورها خراش برداره که در آخر همین بخش میگم چه مشکلی ایجاد میشه. 

گرده گیرهای پانچی ایران کندو

این شد که رفتم سراغ یه نوع دیگری از گرده گیر، با شبکه های ذوزنقه ای. گرده گیرهای ذوزنقه ای دو مزیت مهم داشتن، مقداری گرده به داخل کندو راه داده میشد و اینکه این شبکه ها قالبی بود، در نتیجه ساخت بهتری داشت و نرم تر بود. اما چون شاسی مناسبی براش توی بازار نبود، دادم به یک نجار و 50 تا ازش ساختم. با این حال کار با کل مجموعه ش، مخصوصا وقتی کندوها به هم چسبیده بودن و نمیشد مخزن کشویی رو کنار کشید، مشکل بود.

گرده گیرهای ذوزنقه ای سفارشی

همون سال ها بود که با آقای آرش سالارکیا از کشور چین چند گرده گیر حلقه ای وارد کردیم. این گرده گیرها دست ساز هستند، بسیار ساده مورد استفاده قرار می گیرن و کارایی بالایی دارن. اما مشکل چی بود؟ خود چینی ها برای استفاده از این گرده گیرها کندوها رو روی زمین میذارن و گرده گیر رو با چوب یا یک زبانه به کندو می چسبونن، بعد مخزن گرده گیر رو هم روی زمین میزارن! هیچ چیزی هم جلوی رفتن زنبورها به داخل مخزن رو نمی گیره. اما عیب این روش چی بود؟ اول از همه بهداشت کار بود، گرده گل ارزش غذایی بسیار بالایی داره. خیلی زود ممکنه آلوده بشه و خیلی از موجودات، مخصوصا حشرات به دنبالشن. وقتی این مخزن روی زمین قرار می گرفت از مورچه داخلش دیده میشد، تا خاک و رطوبت و ... مشکل بعدی این بود که کندوهای ضعیف تر، اونایی که گرده گیر نداشتن، یا زنبورهای همسایه می اومدن و از توی مخزن های گرده گیر دزدی می کردن! چون هیچ چیزی روش نبود. شبکه های حلقه ای هم تقریبا همه گرده رو می گرفتن و هیچ چیز به داخل کندو راه داده نمی شد و اینطوری همون مشکلی پیش می اومد که قبلا در موردش گفتم. در واقع توی چین با مدل کار اونا خیلی خوب جواب میده، ولی برای زنبورداری ما چیز جالبی نیست. اما یک نوآوری رو برای اولین بار توی این گرده گیرها دیدم. اون هم خروجی های تعبیه شده روی شبکه بود که به زنبورهای نر و بخشی از زنبورهایی که می خواستن خارج بشن اجازه ی خروج سریع رو می داد. 

گرده گیر حلقه ای ساخت کشور چین

گذشت تا اینکه همین اواخر دو تا شرکت ایرانی دو نوع گرده گیر رو به بازار دادن، هر دو خروجی نر داشتن، هر دو هم از طرح هایی استفاده می کردن که کمترین خسارت رو به زنبور و کلنی وارد می کردن، و استفاده ازشون هم بخاطر اینکه شاسی داشتن راحت بود. شبکه هاشون هم لولایی بود و خیلی راحت و با یک حرکت میشد ازشون استفاده کرد. گرده گیر "بهاران" که شبیه سازی شده از روی یک نمونه کره ای بود، و گرده گیر هفت گوهر که طراحی داخلی بود و برای کندوهای خود شرکت و کندوهای معمول ایران قابل استفاده بود، البته این شرکت دو نوع شبکه زد، ستاره ای و حلقه ای (در حال حاضر من شبکه ستاره ای رو استفاده می کنم). طبیعیه چون کندوهای من کف باز هفت گوهر هستند از گرده گیر همین شرکت استفاده کردم، چون کل مجموعه ی گرده گیر، با یک حرکت به کندو نصب میشه و برعکس...

گرده گیر شرکت هفت گوهر

توی همه گرده گیر هایی که بهشون اشاره کردم چند تا جمله تکرار شده بود:

  • درصد گرده ای که از از شبکه ها به داخل کندو عبور می کنه. گرچه عوامل زیادی روی این درصد تاثیر میزارن، ولی خیلی حدودی میشه گفت برای کسانی که کار اصلیشون تولید گرده نیست، گرده گیرهایی خوبه که اجازه میده 40 تا 50 درصد از بارهای گرده به داخل راه پیدا بکنه.
  • پانچی بودن یا قالبی بودن شبکه. هر چی دیواره های شبکه ی گرده گیر نرم تر و بدون پلیسه باشه، زنبورها با آسیب خیلی کمتری وارد میشن. خب چه مشکلی پیش میاد اگر خراش هم داشته باشن؟ یه زخم باز می تونه باعث ورود بی دردسر خیلی از بیماری ها به کندو بشه. یکی از راه های آلوده کردن زنبور به ویروس توی تحقیقات اینه که موهای پشت سینه ش رو می تراشن و اون جا یه قطره حاوی عصاره بدن یک زنبور مریض رو قرار میدن. این قسمت مثل یک مجموعه از لوله های مویین ویروس رو به داخل بدن زنبور هدایت می کنه. این نکته رو می تونید توی هر چیزی که با بدن زنبورها سر و کار داره، مثل شبکه مانع ملکه و ایزولاتور در نظر داشته باشید.
  • تعداد دست و پایی که قطع میشه. فرض کنید یکی از هر صد زنبوری که از شبکه ی گرده گیر می گذره، با قطع عضو مواجه بشه. با حساب این که سه روز گرده گیری می کنید و هفته بعد هم تکرار دارید. تا آخر هفته بعد شش درصد از زنبورهای چراگر گرده ی شما دچار قطع عضو شدن! عدد بزرگیه، مخصوصا اگر دو ماه زمان و کلی هزینه برای زنبورسازی و تولید همین زنبورها گذاشته باشید! پس گرده گیری بهتره که قطع عضو کمتری داشته باشه. اما این فقط یک بعد از ماجرا بود. بعد دیگه اینه که اگر قرار باشه بعدا همین گرده به خود کندوها داده بشه، همین اندام قطع شده می تونن منبع آلودگی باشن. حرف آخر هم اینه که یک گرده گیر در مواقع مختلف سال می تونه به درصد کاملا متفاوتی از زنبورها خسارت بزنه. دلیلش هم می تونه نوع فعالیت و جثه زنبورها در زمان های مختلف، شکل ظاهری و چسبندگی گرده هر گل، و انبساط و انقباض خود شبکه در دماهای مختلف باشه.
  • کاربرد آسان. اگر یک گرده گیر دارید این قسمت به درد شما نمی خوره. ولی اگر مثلا می خواید از صدتا کندو به طور همزمان برداشت کنید. اون وقت قضیه فرق می کنه. فرض کنید تخلیه گرده از مخزن و کارگذاشتن مجدد مخزن روی شاسی گرده گیر، 15 ثانیه زمان ببره. یعنی شما برای برداشت از صد کندو روزی نیم ساعت دولا شدین و فقط دارین یه کار ساده رو انجام میدین! بازم بگم؟! فرض کنید نصب گرده گیر روی هر کندو و اطمینان از اینکه درز نداشته باشه 45 ثانیه زمان ببره. یعنی شما برای نصب گرده گیرها روی کندوها یک ساعت و ربع دارید با کندوها کلنجار میرید! حالا فرض کنید شب باشه، و از اون بدتر، فرض کنید روزه و زنبورها هم فعالن...

پاهای قطع شده زنبورهای چراگر در گرده گیر

از اون جایی که من عادت ندارم کارهایی رو که تجربه نکرده ام رو در توصیه های خودم بیارم، جای یک نوع گرده گیر مهم در این متن خالی می موند، آقای مهندس مصطفی یوسفی زحمت کشیدند و مزایا و معایب گرده گیرهای داخلی رو لیست کردن. یه نکته هم بگم که این نوع گرده گیرها در دو کلاس مختلف به بازار زنبورداری در جهان عرضه شده، و گرده گیرهایی که به شکل نیم طبق به بالا یا پایین کندو اضافه میشن، مث گرده گیر سان دَنس. گرده گیرهایی که در داخل کفی تعبیه شده اند، که نمونه ش در بازار داخلی هم موجوده، و متن مصطفی در مورد این نوع گرده گیره:

مزایای این نوع گرده گیر:

  • حجم بالای فضا برای رفت و آمد و عدم مشکل ترافیک ماننده گرده گیرهای خارجی کندو
  • باز و بسته کردن راحت گرده گیر
  • عدم تاثیر در باران و محفوظ ماندن گرده در باران های ناگهانی
  • حمل و نقل راحت همراه کندو و استهلاک کمتر

معایب این نوع گرده گیر:

  • جمع شدن آشغال و خرده ریز های داخلی کندو در سبد و نیاز به تمیز و الک کردن مجدد گرده
  •  در صورت باقی ماندن (به دلیل تنبلی زنبوردار) کپک زدن سریع گرده
  •  مشکل خروج زنبور نر و عدم خروج در زمان گرما و اشفتگی در فضای داخلی کندو

دلیل این که من تا به حال به سمت این گرده گیرهای نرفتم این بوده زیاد از ابزار چند کاره استقبال نمی کنم. البته بعضی جاها گریزی نیست، ولی همیشه دنبال ابزار تخصصی می گردم تا روش هام برای زنبورستان های متوسط و بزرگ قابل بسط باشه. در هر صورت به عدد جمیع زنبورداران روش زنبورداری وجود داره. و باید شنید و دید و تجزیه و تحلیل کرد و در آخر ابزار یا روش رو که با سبک کاری ما متناسب تره انتخاب کنیم. 


گرده گل و کندو:

اگر بخوایم گرده و شهد رو به زبان خیلی ساده تعریف کنیم. شهد یعنی برنج و نون که در اصل منبع انرژی هستند. و گرده یعنی گوشت، ماهی، میوه، آجیل و ... یعنی اصلی ترین منبع دریافت پروتئین، ویتامین، مواد معدنی، اسیدهای چرب و آنتی اکسیدان ها و داروهای گیاهی! حالا وقتی این گرده وارد کندو میشه چکار می کنه؟

  • اول از همه زنبورهای پرستار در سنین پایین ازش تغذیه می کنن و در نتیجه غدد شیری اون ها رشد خوبی می کنه و می تونن نی نی ها رو به خوبی غذا بدن.
  • در وهله بعدی گرده ایمنی فردی زنبورها و ایمنی اجتماعی رو در کلنی افزایش میده. شنیدین وقتی گرده میاد، نوزما آپیس بارش رو می بنده و میره. دیو چو بیرون رود فرشته در آید!
  • گرده گل حتی می تونه باعث تولید مواد سم زدا در داخل بدن زنبورها بشه، یا اینکه اصلا خودش کار سم زدایی رو انجام بده. مثلا توی یه آزمایش که روی یه زنبوری به غیر از زنبورعسل انجام شد، دانشمندا دیدن که با مصرف کیک گرده 30 درصد تا هفت برابر تحمل زنبورها به سم بیشتر شد. خودمونیما، عالیه!
  • کار دیگه ای که می کنه افزایش یا کاهش بیان بعضی ژن هاست، مثلا گرده های بهاره باعث توسعه بسیار زیاد غدد شیری و همچنین تولیدِ بیشترِ ویتلوژنین که یک ترکیب بسیار کلیدی برای زنبورهاست میشه.
  • از خوبی های گرده همین بس که ملکه ها هر موقع گرده در دسترس باشه تخمریزی می کنن. می خواد چله زمستون باشه، یا اوج تابستون

چه عواملی روی گرده آوری کندو تاثیر میذاره؟

  • سطح پرورش نوزادان، به شکلی نوزادان و مخصوصا لاروها باعث میشن زنبورهای چراگر بیشتر گرده به کندو بیارن. توی یک آزمایش به کندویی که هزار لارو داشت، عصاره ی دوهزار لارو رو دادن، نتیجه این شد که گرده آوری کندو دو و نیم برابر شد (لینک منبع). اینطور گفته میشه که فرومون لاروهای نر اثر بیشتری رو روی چراگری گرده گل داره. 
  • ذخایر کندو هم یکی از عوامل تعیین کننده برای رفتار چراگری گرده ست. بعدا به دوره گرده گیری که می رسیم می بینیم که بعد از گذاشتن گرده گیر، کلنی متوجه کاهش ورود گرده میشه و با افزایش زنبورهای چراگر گرده سعی می کنه، گرده ی از دست رفته رو جبران کنه.
  • جریان طبیعی شهد (یا شربت)، جریان شهد یا حتی شربت اگر به مقداری زیاد نباشه که زنبورها رو عسلی کنه (حالتی که کندو به فاز ذخیره سازی عسل وارد میشه) می تونه باعث تحریک گرده آوری بشه. مخصوصا اگر این تحریک در صبح انجام بشه. ولی برعکس اگر شهد یا شربت به شکلی به کندو وارد بشه که زنبورها عسلی بشن، زنبورهای چراگر تقریبا گرده رو میزارن کنار و میرن شهد میارن.
  • نژاد، بعضی نژادهای زنبور عسل به گرده آوری بیشتر مشهور هستند، مثل همین نژاد کارنیولان (کارنیکای خودمون!). از قول بعضی از اساتید پرورش زنبورعسل هم نقل می کنم که بعضی از هیبریدها هم گرده آوری قابل توجهی رو دارن.
  • تفاوت های ژنتیکی بین کندوها، خیلی وقت ها می بینیم هم یک کندو گرده زیادی رو میاره، هم گرده ی متنوعی در حالی که کندوی کناریش با جمعیت مشابه، گرده ای یک رنگ آورده و بعضا به مقدار کم. کندوها هم مثل آدم ها بین خودشون تنوع زیادی دارن که توی این مورد میشه به وضوح مشاهده کرد.

تنوع گرده ای که هر کندو آورده با دیگری متفاوته

  • پوشش گیاهی منطقه ی استقرار کندوها، برای مثال وقتی زنبورها در منطقه ای هستند که گرده ای با ارزش غذایی کم در اختیارشونه، سعی می کنن این کمبود غذایی رو با بیشتر آوردن گرده به کندو جبران بکنن. این خصوصیت برای ما می تونه سودآور باشه، میگم چرا.
  • عوامل آب و هوایی، همونطور که بارون می تونه گرده ها رو از روی گل ها بشوره و دست زنبورا رو بزاره توی پوست گردو، اگه به موقع و کافی باشه می تونه باعث فوران ورود گرده به کندو به مدت سه -چهار روز بعد از بارندگی بشه. یا هوای گرم هم می تونه باعث کاهش تولید گرده در یک منطقه بشه. رطوبت بالای هوا هم به شکلی باعث سخت شدن کار زنبورها در جمع آوری گرده میشه. روی فرآیند گرده گیری توسط ما هم تاثیر بدی میذاره و کلی حالت دیگه.

گرده های مرطوب در شبکه گرده گیر


حالا چی میشه اگر این ماده مغذی و حیاتی به کندو وارد نشه؟  

اولین اتفاق اینه که سطح تخمریزی در کندو کاهش پیدا می کنه. حواسمون باشه، تخمریزی کمتر، یعنی جمعیت کمتر، و جمعیت کمتر، یعنی عسل کمتر. یه کم که بگذره زنبورهای پرستار شروع می کنن لاروها و حتی شفیره ها رو خوردن یا اینکه از کندو بیرون میندازنشون. با گذشت زمان جمعیت جوان و پرستار کندو بازسازی نمیشه و زنبورهای مسن شروع می کنن به پرورش نوزادان. در نتیجه وقتی توی سلول ها رو تماشا کنید، می بینید که ژلی که زیر نوزاد قرار داره، از حالت شیری رنگ به حالتی آبکی تبدیل شده و لارو با سوء تغذیه مواجهه، یا اینکه حتی ژل زیر لارو خشکیده و لارو با گرسنگی طرفه! لاروهای گرسنه در آینده زنبورهای بسیار ضعیفی خواهند شد (مخصوصا در برابر بیماری ها). اگه توی این حالت ملکه پرورش بدن، ملکه های کم وزن تر (یعنی همه اندام به درد بخورشون کوچک تره) و ضعیف تری رو پرورش خواهند داد. بعد از مدتی غده های شیری زنبورها کارایی اولیه خودش رو هم از دست میده و یه جورایی میشه گفت تا حد زیادی از کار می افته. یکی دیگه از اثرات این فقر گرده هم می تونه زودتر بسته شدن در شفیره ها و طولانی تر شدن بلوغ نرها و کاهش مقدار اسپرمشون باشه. از همه بدتر طول عمر زنبورها کاهش پیدا می کنه. یعنی هم کندو تخمریزی کمی داره، هم زنبورهایی که هستن دارن زود زود می میرن.

این رو هم اضافه کنم که همه ی این فجایع وقتی دوباره جریان گرده برقرار بشه کم کم جبران خواهد شد. از نگاه زنبورها مشکلی نداره، ولی در واقع زنبوردار یک فصل کاری رو از دست داده.


گرده گیری و زنبورها:

هم خودِ گرده گیر و هم شکل استفاده ازش روی زنبورها تاثیراتی میذاره که دونستنش خیلی ضروریه. 

  • اولین تاثیر قابل پیش بینی نصب گرده گیر روی کندو، ایجاد اختلال در ورود به کندوهاست، یعنی وقتی ظاهر کندو عوض شده خب زنبورها هم کمی گیج میشن. انگار از خونه بیایم بیرون، و درب خونه رو بدون اطلاع ما رنگ کنن. در هر صورت خونه پیدا خواهد شد، اما حداقلش اینه که کمی گیج خواهیم شد، درست مث زنبورها. یه مساله ای که اینجا وجود داره اینه که اگر روی کندویی گرده گیر فعال گذاشته باشیم و روی کندوهای کناریش نگذاشته باشیم، هم شکل دریچه پرواز رو عوض کردیم و هم ورود به کندو رو سخت، پس بخشی از زنبورهای پروازی که به کندو بر می گردن توی کندوهای دور و بر پخش میشن. اگر کندوهای بچه رو بین کندوهای مادر چیده باشید و فقط از مادرها گرده برداشت کنید، بعد از مدت کوتاهی می بینید که کندوهای بچه دارن قوی تر میشن!
  • بعد از کم شدن ورود گرده به کندو، زنبورهای بیشتری مامور میشن تا برن و گرده به کندو بیارن. یه جایی دیده بودم که بعد از گذشت سه روز از گرده گیری، مقدار گرده ای که وارد کندو میشه، با مقدار گرده ای که در حالت عادی به کندو وارد می شد برابر میشه. برای همین با دوست عزیزم، آقای سعدی محمدی یه سری آزمایش رو ترتیب دادیم و خودمون هم این قضیه رو به چشم دیدیم. بیشتر شدن ورود گرده به کندو مساویه با بیشتر شدن مقدار گرده ای که به مخزن گرده گیر ما ریخته میشه، البته شرایطی هم داره که به وقتش میگم.
  • یه مساله ی جالب دیگه اینه که اگر گرده گیر به طور مداوم جلوی کندو باشه، زنبورها کم کم یاد می گیرن که گرده رو بدون افتادن به مخزن وارد کندو کنن. برای مثال اگر درصد عبور گرده از شبکه ی گرده گیر، 50 درصد بود، حالا بعد از چهار روز شده 70 درصد. و عملا تولید ما رو تحت تاثیر قرار میده. پس دوره و ساعات گرده گیری خیلی تاثیر گذارن.

گرده ی چندرنگ (الوان) در مقابل گرده تک رنگ:

دو نفر آدم رو در نظر بگیرید، یکی صبح که پا میشه، یه قاشق عسل رو توی شیر ولرم میریزه و با سه تا لقمه ی پنیر و گردو می خوره، وقت ناهار هم خورشت قیمه رو با دوغ و سالاد و ماست می زنه. بعد از یک ساعت هم یه پرتغال و یه سیب رو می فرسته پیش ناهار! وقت شام هم خوراک جوجه کباب رو با سبزی خوردن و نون تافتون داغ میل می کنه. نفر دوم هم صبح رو با یه تیکه نون و اگر شد کره شروع می کنه، ناهار یک نیمرو و نون می خوره، شام هم سیب زمینی آب پز و والسلام. نفر اول هی رو میاد، هی حالش بهتر میشه و اگه اندازه بخوره هیکلش چارشونه تر، نفر دوم دائم خسته و خسته تر میشه، حالش بجا نیست و کم کم شکم میاره، اما نه شکمی که آدم های پرخور میارن، از اونایی که آفریقایی ها دارن!

مشکل کجاست؟ بدن ما، زنبورها و دیگر موجودات زنده، نه تنها به مواد غذایی احتیاج داره تا گرسنه نمونه، بلکه به مواد غذایی متنوعی نیاز داره تا همه ترکیبات مورد نیاز برای سوخت و ساز خودش رو از اونا بدست بیاره و در یک کلام دچار سوء تغذیه نشه. مثل بزرگی شکم بچه های آفریقایی مبتلا به کواشیورکور که حاصل سوء تغذیه و کمبود پروتیین و مواد معدنی و مصرف زیاد غذاهای نشاسته ایه. برگردیم به بحث، در مواد غذایی مختلف ترکیباتی بسیار مهمی وجود دارن به نام اسید آمینه. تعدادشون خیلی زیاده، اما از این همه، زنبور فقط به ده تاش توی غذایی که می خوره نیاز داره، به این اسید آمینه ها، اسید آمینه ی ضروری میگن. در اهمیتشون همین بس، که مثلا اگر اسید آمینه تریپتوفان در بدن ما کم بشه، خیلی سریع روی اعصاب و روانمون تاثیر میذاره. یا اگر اسید آمینه ایزولوسین کم بیاد، زخم های ما خیلی دیر و ناقص ترمیم میشن یا تنظیم قند خونمون دچار مشکل میشه.

حالا مساله اصلی چیه؟ همه ی مواد غذایی، همه ی اسیدآمینه ها رو به مقدار کافی ندارن. به زبان زنبوریش این میشه که همه گرده ها، توی همه اسید آمینه ها غنی و مغذی نیستند. خب که چی؟ مشکل از جایی شروع میشه، که اگر یک اسید آمینه مثلا دچار ده درصد کمبود باشه. بقیه اسید آمینه های اون ماده غذایی هم به مقدار ده درصد کمتر جذب میشن. یه جورایی مثل دوره ی سربازیه که تنبیه برای همه س! (به این اسید آمینه ی کینه ای و خرابکار اسید آمینه محدود کننده میگن) برای این که این اسید آمینه ها برای زنبورا و ما به طور کامل در دسترس باشن، باید غذا از مواد متنوعی تولید شده باشه. در مورد گرده میشه گفت وقتی تنوع رنگ گرده از سه -چهار رنگ بیشتر میشه، تنوع گیاهی لازم برای داشتن یک جیره غذایی متعادل یا بالانس به دست اومده. البته تنها اسید آمینه ها نیستند، بلکه این تفاوت ها توی ویتامین ها، مواد معدنی و چربی ها هم وجود داره. ولی شدت تاثیر کمبود اسید آمینه از بقیه گروه ها بیشتره.

اما اگر تنوع گرده کم باشه چی؟ توی چه حالتی این اتفاق می افته؟ همونطور که گیاه های مختلف از نظر مقدار کل پروتئین و ترکیب اسید آمینه هاشون با هم تفاوت دارند، ارقام مختلف همون گیاه خاص هم با هم تفاوت دارن. مثلا بعضی از ارقام کلزا، و تعدادی از ارقام پنبه از نظر اسید آمینه ایزولوسین کمبود دارند (بسیاری از گرده ها در گیاهان مختلف همین مشکل رو دارند)، یا بعضی از ارقام بادام از نظر اسید آمینه متیونین کمبود دارن. حالا فرض کنید زنبورهای ما سر یک مزرعه پنبه باشن و هیچ گیاه دیگری هم در منطقه نباشه، دست کم دو حالت پیش میاد، اول اینکه زنبورها نتونن از تمام ظرفیت تغذیه ای اون گرده استفاده کنن، و فقط مقداری استفاده خواهد شد که اسید آمینه محدود کننده اجازه میده، حالت دوم اینکه کندوها تخمریزی می کنن و بعد از مدتی علایم کمبود غذایی خودش رو نشون میده. راه حل چیه؟ ما زنبور رو به مزارعی ببریم که حداقل دو سه گیاه گرده زا در دسترس زنبورها باشه، یا با دادن کیک گرده یا مکمل های آزمایش شده و مطمئن اثر این کمبود رو به حداقل برسونیم. از طرفی یه سری گل ها هم هستن که یه تنه خیلی ها رو حریفن، مثل گیلاس که یک گرده با پروتیین زیاد و غنی داره، یا بیدمشک.

حالت دیگه اینه که گرچه گرده از نظر اسید آمینه ها متعادله، اما پروتئین کمی داره، مثل گرده ذرت که 14-15 درصد و گرده آفتابگردان که بین 12 تا 18 درصد پروتیین دارن. اینجا زنبور برای جبران کمبود پروتئین میره و بیشتر گرده میاره (البته خدا رو شکر انقدر علف هرز بین اینا زیاده که تا حدی جلوی بروز مشکل رو می گیره).

جمع آوری گرده ذرت توسط زنبور کارگر در شهریور ماه

آیا می ارزه که ذرت رو کنار بزاریم؟ واقعیت اینه که اگر کشت بهتری سراغ داشته باشیم، میشه کندوها رو بجای ذرت ببریم سر اون کشت. ولی در کار تجاری نمیشه دریای گرده ای که ذرت به کندوها سرازیر می کنه رو نادیده بگیریم. اینجا هم می تونیم برای تکمیل ارزش غذایی گرده با کیک های گرده یا مکمل های پروتئینه-ویتامینه به کمک زنبورهامون بیایم. در ضمن حضور در سر ذرت می تونه با تولید مقدار خیلی زیاد گرده برای ما همراه باشه، و حضور بر سر گیاهی مثل آفتابگردان، با مقدار زیادی عسل، پس قبل از هر تصمیم عجولانه، افراطی یا یک جانبه. یک چرتکه بندازید و با ماشین حساب ارزش افزوده ای که این گرده یا عسل برای شما ایجاد می کنه رو محاسبه کنید

جمع بندی این سه پاراگراف اینه که گرده های چندرنگ هم برای انسان و هم زنبور مطلوب ترن، اما در خیلی از موارد نمیشه مزایای حضور در مزارع تک کشتی و وسیع رو مثل آفتابگردان یا ذرت نادیده گرفت. هر تصمیمی که اینجا گرفته میشه، باید توجیهی در ماشین حساب داشته باشه!


برنامه گرده گیری به عنوان یک محصول جانبی:

سوال اول اینه که چه زمانی می تونیم گرده گیری کنیم؟ برای جواب باید قضیه رو از چند جنبه بررسی کنیم:

  • اولین عامل اینه که چه گرده ای دور و بر ما وجود داره؟ بادام، بیدمشک، کلزا، ذرت، سیب یا ... اگر کسی داره کار عسل می کنه، زنبورش هم قوی باشه، و بیاد گرده بیدمشک یا بادام رو بگیره، در واقع آتش زده به مالش. این گرده ها هم کیفیت بسیار بالایی دارن، هم زمانی دارن به کندو میان که هیچ چیزی نیست! اما برعکس وقتی زنبورهامون رو بعد از عسلگیری به مزرعه ذرت می بریم، زنبورها هنوز قوی هستن و جمعیت پروازی زیادی دارن، زمان زیادی رو هم در اختیار داریم، حیف نیست ازشون گرده برداشت نکنیم؟! کلزا هم همینه، آخرای حضورمون سر کلزا واقعا فرصت خوبی برای برداشت یک گرده خوب و با کیفیت، به مقدار زیاده. پس اینکه چه با چه گیاهی طرف هستیم و توی چه فصلی خیلی مهمه. یه ملاحظه ی دیگه ای هم که وجود داره اینه که اگر گرده ها با هدف فروش گرفته میشن باید طعم خوبی داشته باشن. مثلا گرده افرا، هلو و سیب مشتری پسندن، ولی برعکس بعضی وقت ها گرده یا بره مومی میاد که نه تنها تلخه، بلکه تا فیها خالدون مشتری رو هم می سوزونه. مثل گرده و بره موم گیاه باریجه.
  • عامل مهم بعدی آب و هواست، خودش هم کلی ماجرا داره، چند تا مثال می زنم، هوا باید انقدری گرم باشه که زنبورهای خسته و از راه برگشته بتونن به راحتی از شبکه ی گرده گیر رد بشن و وارد کندو بشن. یا اینکه رطوبت هوا باید در حدی باشه که گرده ها به شبکه مالیده نشن و توی مخزن گرده گیر هم به هم نچسبن و سمنو نشن. یا اگر مدتی بارندگی بوده، بلافاصله بعد از خوب شدن هوا گرده گیر نذاریم که مثل سمه، برای زنبورها این یعنی یه مدت طولانی قطع گرده، حالا چطور می خوان رشد کنن و سالم بمونن؟ شما بگید! از طرفی چون گرده در معرض هوای آزاده باید حواسمون به باران و باد و گرد و غبار هم باشه، چون تقّی به توقّی بخوره، گرده های نسبتا مرطوب داخل مخزن آلوده میشن. 
  • ذخیره کندو یا ورودی گرده به کندو، این هم خیلی مهمه، به شخصه پارسال فقط از کندوهای قوی تر از 15 قاب که دو قاب گرده هم ذخیره داشتن برای گرده گیری استفاده کردم. به شما هم توصیه می کنم که این عامل رو مد نظر داشته باشید که کندو باید تامین باشه و بعد شما ازش گرده بگیرید.
  • توی جریان اصلی شهد نباشیم، همونطور که گفتم، با گرده گیری زنبورا تحریک میشن بیشتر گرده بیارن، خب این زنبورهای جدید از کجا استخدام میشن یا انتقالی می گیرن؟ جوابش اینجاست، از واحد شهد آوری و تولید عسل! پس هیچ عجیب نیست که با گرده گیری، ناخواسته تولید عسلمون رو کم کنیم و این در حالیه که گرده قرار بود به کمک ما بیاد! موضوع دوم اینه که اصلا وقتی داره شهد میاد، تمایل زنبورها به گرده کمتر میشه و در نتیجه اونقدری که داریم تلاش می کنیم نتیجه نمی گیریم. سوال اینجاست، خب مگه وقتی ما توی اواسط بهار گرده برداشت می کنیم با تاثیر روی تخمریزی ملکه، به طور غیرمستقیم عسل آخر فصلمون رو هم کم نمی کنیم؟ جواب اینه که در وهله اول ما انقدر گرده نمی گیریم که کندو رو بیچاره کنیم و دوم اینه که وقتی روی دو کفه ترازو ارزش اقتصادی مقدار عسلی که کم شده و ارزش اقتصادی گرده ای که در هر روز برداشت کردیم رو میزاریم. زور گرده می چربه!

عادت دهی زنبورها به تله

برای گرده گیری بهینه و حداکثری بهتره کارهای زیر رو در نظر داشته باشیم:

  • یک روز قبل از شروع کار، گرده گیرها رو بدون شبکه‌اش روی کندوها می گذاریم. به این کار میگن عادت دهی، که زنبورها وقتی میان آدرس رو گم نکنن! 

  • برای بستن شبکه ها باید شب وقتی زنبورها داخل کندو بودن، یا اول صبح وقتی هنوز کار شروع نشده، بیایم. ساعت اتمام کار هم سر ظهر مناسبه. گرده ی ظهر به بعد هم بمونه برای خود زنبورها. پس شد از اذان صبح تا اذان ظهر! این زمان بندی دو دلیل داره، هم به کندوها فشار کمتری وارد بشه، هم اینکه زنبورها دیرتر دور زدن گرده گیر رو یاد بگیرن! به طور کلی صبح ها هم گرده ی با کیفیت تر و زیادتری نسبت به عصر به کندو میاد.

  • این کار رو سه یا چهار روز ادامه میدیم. حواسمون باشه که بهتره بینش وقفه نیافته و پشت سر هم برداشت رو انجام بدیم. این که دوباره کی می تونیم از کندو برداشت کنیم به صحرا و وضعیت ذخیره کندوها بر می گرده. هر چی صحرا غنی تر و ذخیره کندوها بیشتر، برداشت فشرده تر و بهتر. تا جایی که  توی یک صحرای عالی حتی با همین شیوه تا ده روز هم میشه از کندوها گرده گرفت. اما به طور کلی توی یک صحرای خوب و با داشتن زنبورهای پرجمعیت، در اوج گرده آوری میشه هفته ای سه روز رو به گرده گیری اختصاص داد. بازم میگم، باید دقت کنیم که این کار روی عسل تاثیر خواهد گذاشت، پس حساب و کتاب رو از دست ندین. 

  • بهتره صبح ها، یک لیتر شربت یک به یک گَرم رو با دو گرم از گرده تازه ای که روز قبلش برداشت کردیم، مخلوط کنیم و به هر کندو مقداری شربت بدیم. پیشنهاد من در حدود یک استکان یا نهایتا یک لیوانه. و اینکه گرده رو شبش توی آب جوشیده ی سرد شده خیس کنید. یه ساعتی و به مقداری شربت بدین که با بیرون زدن زنبورها از کندو شربت مصرف شده باشه.

  • خروج نرها همیشه یه معضل مهمه، اگر گرده گیر شما خروجی نر داره که هیچ، شما رستگار شدید! اما اگر نداره، شبکه گرده گیر رو به طرفی بکشید تا از یک طرف به اندازه عبور یک زنبور نر راه خروج باشه، بعد از دو ساعت این طرف رو ببندید و طرف دیگه رو همین قدر باز کنید.

  • ترجیحا همه زنبورستان، اگر نشد کندوهای کنار هم، و اگر نشد همه کندوهای قوی به یک باره برای برداشت گرده آماده بشن. و از یکی در میون کار کردن و نصفه و نیمه گرده گرفتن اجتناب کنید، چون هم مقدار حداکثری که می تونید گرده بگیرید رو از دست میدین، هم کندوهاتون به هم باخت میدن. بلافاصله بعد از کوچ یا درمان کندوها هم گرده گرفتن کار غلطیه. اگه هوا خیلی گرمه هم باید مواظب خفه شدن زنبورها باشید (ماهایی که کندوی کف باز داریم، کلا مواظب هیچی نیستیم!)

  • گرده رو به طور روزانه تخلیه کنید و به هیچ وجه نگذارید گرده به مدت زیادی در مخزن های گرده گیر بمونه. شبنم صبحگاهی یا یک بارندگی کوچک می تونه گرده شما رو سمنو تبدیل کنه! به علاوه اینکه توی این مدت در معرض تخمگذاری یا خورده شدن توسط حشرات دیگه قرار می گیره.


در یک روز از یک کندو چقدر گرده میشه گرفت؟

راستش، پاسخ به این سوال کمی خطرناکه، کلا در مورد این که یک کندو چقدر عسل میده، گرده میده، ژل میده، آدم ها با احتیاط نظر میدن، چون خیلی عوامل در نتیجه ی نهایی دخیله و به سادگی نمیشه نظر داد، و اگر اون عدد نشه حیثیت آدم به باد میره. اما از آبروی خودم می گذرم و یه عدد میگم که باهاش حساب و کتاب اولیه رو به دست بیارید.

  • در طول فصل بهار و اوج تخمریزی و گرده آوری - از هر مخزن به طور متوسط ما بین 50 تا 250 گرم گرده جمع کردیم. متوسط زنبورهای من در ارتفاعات شمال غرب تهران 75 گرم در روز بوده. ولی با زنبورهای گرده آور، صحرای خوب، و هوای عالی، برداشت 300 گرم گرده در روز هم قابل تصوره.
  • در پایان فصل تابستان، سرِ مزرعه ذرت یا در کوهستان قضیه خیلی فرق داره - زنبور ضعیف تره، تخمریزی کمتره، هوا گرمه، زنبور زیاد سراغ گرده نمیره و ... بنابراین در کوه میشه تا 70 گرم در روز، و در سر مزارع تا 200 گرم در روز رو پیش بینی کرد.

اگر با متوسط 75 گرمِ من حساب کنید. 3 دوره ی سه روزه. میشه 675 گرم گرده تازه و درجه یک، اون هم بدون اینکه به کندو فشار خاصی بیارید. اگر صد و بیست کندو داشته باشید (کافر همه را به کیش خود پندارد، توی خیال هم با خودم حساب می کنم!) معمولا نزدیک به هشتاد درصد کندوها تماما عملیاتی هستند، یعنی نود و پنج کندو. و این ضربدر تولید هر کندو میشه شصت و چهار کیلو گرده. باز هم میگم بدون اینکه به کندو هیچ فشاری بیاد.

می تونید از کندو گرده ی بیشتری رو هم بردارید، ولی باید ببینید با کم شدن مقدار عسل براتون می صرفه یا نه (که خیلی وقتا می صرفه!)


آیا تنها راه برداشت گرده، استفاده از گرده گیر و برداشت گرده به صورت ساچمه س؟

ممکنه یه نفر نخواد از گرده گیر استفاده کنه، وقت نداشته باشه یا نتونه گرده رو ذخیره کنه، اونوقت چاره چیه؟ یادتونه گفتم هر وقت ذخیره کندو به دوقاب گرده رسید می تونیم برداشت کنیم؟ خب چرا همین قاب های گرده رو بر نداریم؟ برای این کار باید به چند تا چیز حواسمون باشه. 

  • چیزی که توی شان ذخیره میشه، اسمش نان زنبوره، در واقع زنبورها برای این که بتونن گرده که خیلی زود فاسد میشه رو نگه دارن، میان و از روشی استفاده می کنن که ما برای نگه داری شیر به کار می بریم. یعنی شیر که فساد پذیره رو با تخمیر لاکتیکی به ماست یا پنیر تبدیل می کنیم. با این کار به مدت طولانی میشه نان زنبور رو نگهداری کرد. اما این یعنی نان زنبور طعم خاصی خواهد داشت که شاید هر مشتری ای دوست نداشته باشه. 
  • نان زنبور چون داخل شانه، ممکنه در معرض آفاتی مثل لارو بید موم خوار قرار بگیره و از بین بره. پس باید از این جانب هم حواسمون جمع باشه.
  • میشه یه سری از کندوها رو به سمت تولید نان زنبور سوق داد، راهش هم اینکه که همه ی قاب ها رو بجز یک قاب شفیره در حال تولد به طبق منتقل می کنیم، بعد قاب شفیره در حال تولد رو جلوی دریچه پرواز قرار میدیم و کنارش رو با چند پوکه تیره رنگ پر می کنیم. بعد از چند روز میایم و قاب های پر از گرده رو با پوکه هایی که هنوز پر نشدن جایگزین می کنیم. دادن شربت صبحگاهی حاوی گرده هم خیلی می تونه راهگشا باشه، البته ترجیحا از گرده های تازه ی موجود در زنبورستان.
  • در کندوهای ده قاب میشه با حبس ملکه در ایزولاتور مقدار زیادی گرده رو به صورت نان زنبور برداشت کرد. حواسمون باشه که ایزولاتور جلوی دریچه پرواز نباشه، چون هم ازدحام خیلی زیاده، هم بیشترین ذخیره گرده در همین قسمت صورت می گیره.
  • اگر می خواید گرده رو به خود زنبوا بدین، نان زنبوری که در اواسط فصل بهار به صورت شان برداشت می کنید بهترین گزینه س، مخصوصا وقتی بالای شان برداشت شده هم مقداری عسل وجود داشته باشه. تا اینکه بخواید گرده رو به صورت ساچمه بردارید و کلی دردسر بکشید و آخرش هم اونی نشه که به دل می چسبه!
  • یه چیزی که نباید از قلم بیافته اینه شان های نان زنبور باید در محیطی کاملا خشک و بدون رطوبت نگهداری بشه، وگرنه احتمال آلودگی قارچی و کپک زدگی بالا میره، نمونه ش هم همین آسپرژیلوس فلاووسه که روی همه چی از پسته گرفته تا کنجدهای نون سنگ پیدا میشه!

شان حاوی گرده گل - نان زنبور

چطوری باید نان زنبور رو استخراج کرد؟ برای این کار دو راه داریم:

  • نان زنبور رو در همون شان، و در داخل یک کندوی درزگیری شده (یا مخزن پولک بردار هفت گوهر) بگذاریم. برای اینکه لارو پروانه موم خوار بهش آسیب نزنه هم می تونیم به ازای هر ده قاب، حداقل صد سی سی اسید فرمیک داخل ظرف بریزیم و در کندو رو ببندیم. با سلفون هم دور کندو رو بپیچیم تا کارایی اسید زیادتر بشه. اما اگر تعداد قاب ها کمه، میشه بیست و چهار ساعت داخل فریزر گذاشتشون و بعد هم داخل یک کیسه ی پلاستیکی گذاشت و در آخر کیسه ها رو داخل یک کندو چید.
  • روش دوم که معمولا برای عرض به بازاره، اینطوریه که شان رو با چاقو تکه تکه می کنیم و داخل یک ظرف در بسته، بیست و چهار ساعت داخل فریزر نگهش می داریم. بعد از سفت شدن گرده های داخل شان، تکه های بریده شده رو داخل یک مخلوط کن خانگی میندازیم و با دور نه چندان زیاد خردش می کنیم. بعد هم با استفاده از یک الک، موم های خرد شده رو از نان زنبور جدا می کنیم. برای بسته بندی هم پیشنهاد می کنم از ظرف های پلاستیکی یا شیشه ای استفاده کنید، چون بعضی از گرده هایی که از شان استخراج شدن کمی نرم هستند و توی بسته بندی معمول گرده له میشه.

برداشت نان زنبور بهتره یا گرده به صورت ساچمه؟

کی می تونه بگه کدوم بهتره؟! نان زنبور دردسر کمتری رو در زمان برداشت داره، برای مصرف زنبورها هم مناسب تره، اما عیباش اینه که در برابر لارو بید موم خوار آسیب پذیره، سخت حمل و نقل میشه و بد باره و از همه مهمتر، بازار رسانیش کمی سخته و هنوز بین مشتری ها به خوبی شناخته نشده. در مقابل برداشت گرده به صورت ساچمه دنگ و فنگ بیشتری داره، ولی نگهداری نسبتا راحت تر و از اون مهم تر بازار رسانی ساده تری داره و تا حد زیادی مشتری ها میشناسنش.

یک نکته ی ظریف دیگه رو هم که بد نیست بدونیم اینه که یک شان نان زنبور در برابر وزن معادلش گرده گلی که از تله برداشت شده، از تنوع بالاتری برخورداره. مثال اون بنده خدایی که خوب می خورد رو به یاد بیارید. در واقع زنبورا با ذخیره ی گرده های مختلف در زمان های مختلف و یه جورایی مخلوط کردنشون یک غذای بالانس و با کیفیت رو می سازن که ارزش غذایی بالایی داره. پس اگر تنوع غذایی و بالانس بودن غذا هم مطرح باشه، نان زنبور می تونه گزینه ی بهتری در برابر گرده گل باشه.


حالا که گرده رو برداشت کردیم، چطوری نگهداری کنیم؟

برای نگهداری گرده سه راه وجود داره، نمیشه برای همه یک نسخه ی ساده و واحد پیچید، شما هر سه و مزایا و معایبش رو بدونید، و با توجه به شرایط زنبورستان و حوصله ی خودتون یکیش رو انتخاب کنید:

  • راه اول که ساده ترین راهه، خشک کردن گرده س، خیلی از زنبوردارها وقتی گرده رو برداشت می کنن، توی آفتاب پهنش می کنن و خشک می کنن. خشک کردن و نگهداری گرده در دمای اتاق به تنهایی باعث کاهش ارزش غذایی گرده میشه. حالا چه برسه که آفتاب و نور ماورای بنفش هم بهش خورده باشه. برای خشک کردن در سایه می تونید، گرده ها رو داخل یک سینی پهن کنید، بعد یک لامپ رشته ای بالای سرش روشن کنید. فاصله لامپ نباید خیلی نزدیک باشه. قبلا برای خشک کردن گرده، سینی ها رو روی کرسی میذاشتم (جای من انقدر سرده!). در کل گرچه روش خشک کردن زیاد توصیه نمیشه، اما کیه که توی بیابون روش بهتری رو سراغ داشته باشه؟ مخصوصا اینکه خیلی از فروشگاه ها هم فریزر برای نگهداری گرده ندارن. خشک کردن گرده نسبت به دو روش دیگه، حکم تیمم در برابر وضو رو داره. حتما هم گرده رو با یک الک ریز هم الک کنید و با باد دادن مثل عدس و لوبیا آشغال هاش رو پاک کنید.
    • نکته: اگر گرده رو خشک می کنید و بلافاصله بسته بندی می کنید، حتما حواستون باشه که بسته بندی نهایی رو یک روز توی فریزر قرار بدین تا لارو بید موم خوار داخلش از بین بره.

کم کردن رطوبت گرده با استفاده از جریان هوا

  • روش دوم، فریز کردن گرده س، توی این روش ارزش غذایی گرده تا حد زیادی باقی می مونه. فقط قبلش باید گرده رو چندین دقیقه باد بدین و بعد از اون داخل یک ظرف غیرقابل نفوذ بریزید و توی فریزر بگذارید. دو سالیه که گرده رو اینطوری برای مصرف شخصی خودم نگه می دارم.
  • روش سوم هم که در واقع طبیعی ترین روش نگهداری گرده س، و بعد از اجرای اون میشه گرده رو تا زمانی که در ظرف باز نشده نگه داشت، تخمیره! یعنی همون کاری که زنبورها با گرده می کنن رو ما در مقیاسی بزرگ تر و در یک سطل غیرقابل نفوذ انجام بدیم. این روش هم توی صحرا قابل اجراست و هم برای مصرف مجدد گرده در زنبورداری یک روش خوب و امتحان شده ست. این روش عیب بارزی نداره، بجز اینکه اگر ناشی باشیم و خرابکاری کنیم، مقدار زیادی گرده از دست میره. پس اول باید در مقدار کم، قشنگ تخمیر رو یاد بگیریم. 
    • تخمیر لاکتیکی گرده نیاز به محیط مناسبی داره، یعنی ظرفی که بعد از پر شدن با گرده، یک پنجمش خالی باشه، هوا بندی باشه. و اتاقش هم باید بین 18 تا 30 درجه دما داشته باشه. اما حواسمون باشه، دما نباید کمتر از 18 درجه سانتی گراد بشه. ترکیب پیشنهادی برای تخمیر در کتاب ارزش افزوده فرآورده های زنبورعسل نوشته آقای کرل به این شرحه: ده کیلو گرده، دو و نیم لیتر آب تمیز، یک و نیم کیلو عسل، بیست گرم آب پنیر.
    • چند سالیه رفقای من از روش آقای مهندس رحمانی استفاده می کنن و گرده رو با آب ماست محلی تخمیر می کنن و چیز بسیار عالی و خوش خوراکی برای زنبورها از آب در میاد. زیر میکروسکوپ هم که نمونه هاش رو دیدم، دیواره های گرده به خوبی نازک شده بود و گرده آماده ی هضم بود.

گرده های تخمیر شده زیر میکروسکوپ


آیا ممکنه زنبورها چیز دیگری رو بجای گرده گل به کندو بیارن؟

بله، مخصوصا در زمان های فقر طبیعت یا کمبود پروتئین در کندو و البته زمانی که یک منبع خیلی وسیع از ماده ای گرده-مانند در اختیار زنبورا باشه. می پرسید مثلا چه ماده ای؟ آرد، سبوس، یا کنستانتره خرد شده ی دامداری ها بهترین گزینه س، بعد از اون خرده نان های نانوایی، بعد از اون خاک زغال و ... بجز حالتی که به انبار یک دامداری یا مرغ داری خیلی نزدیکیم، بقیه حالت ها یعنی زنبورها دچار مشکل تغذیه ای جدی هستند و اصلا گرده گیری کار اشتباهیه و مشکل رو چند برابر می کنه. 

یه فیلم چینی هم دیده بودم که توش یه عالم پودر ریخته بودن، و زنبورها داشتن جمع می کردن و با خودشون می بردن به زنبورستانی که داشت برداشت گرده می کرد. البته گرده های چینی رو زیر میکروسکوپ بررسی کرده ام و واقعاً گرده بود! حرف در موردش زیاده، ان شالله یک پست مستقل براش خوام گذاشت.

از همین خصلت زنبور استفاده می کنن و در اوایل بهار تا اواخر تابستان به زنبورها جایگزین گرده میدن که می تونید فیلمش رو همین جا ببینید. این فیلم برای وقتیه که عاشق دادن گرده و پودرهای پروتئینه به صورت تغذیه  آزاد بودم، الان کمی رویکردم متفاوت شده!


گرده دو تا مهمان ناخواده هم داره:

یکی سوسک ملو یا تاول زاست، که در مرحله لارویش (تری آنگولین) روی گل ها منتظره و سوار بر زنبورها به کندو میاد. معمولا توی فصل بهار می تونید داخل مخزن گرده گیر ببینید و یه جورایی گرده گیر مانع از ورود آسان اینا به کندو میشن. آفت گرده به حساب نمیان، اما توی تابستان های خنک زنبور رو اذیت می کنن. برای اینکه لاروهایی که از بدن زنبورها جدا شدن دوباره بر نگردن، هر یک ساعت گرده گیر ها رو خالی کنید.

تری آنگولین سوسک تاول زا یا ملو - عکس از آرش مظفری

آفت دوم هم لارو بید موم خواره که دشمن درجه یک قاب های گرده به حساب میاد. راهش رو هم گفتم، یا استفاده از فریزر بعد از بسته بندی، یا استفاده از اسید فرمیک در یکی محفظه بسته. وقتی گرده رو به و صورت ساچمه یا نان زنبور برداشت می کنیم، فریز کردن معقول تره، و وقتی گرده رو به شان برداشت می کنیم استفاده از اسید فرمیک موثر تره.


بهداشت برداشت گرده:

گرده گیرها به دلیل اینکه مستقیما با بدن زنبورها در ارتباطن، و همچنین ماده ی مغذی و ارزشمندی مث گرده گل به بدنه ی اون و مخزن ها مالیده میشه، باید از نظافت خوبی برخوردار باشن. این کار هم زنبورها رو از مریض شدن محافظت می کنه، و هم باعث میشه گرده ی برداشت شده سلامت تر باشه. برای اینکار می تونیم شبکه های گرده گیر رو هر از چند گاهی با آب، یا محلول 5 درصد وایتکس، یا الکل 70 درصد، یا سرکه سفید شستو بدیم و یه چند ساعت هم بعد از خشک شدن توی هوای آزاد بزاریم تا اگر بوی بدی گرفتن از بین بره. مخزن ها هم اگر پلاستیکی باشن بهتره به همین روال تمیز بشن، مخصوصا در مناطق مرطوب و مواقعی که کندو به زمین نزدیک تره. به همین دلیل استفاده از گرده گیرهای پلاستیکی به شدت توصیه میشه. و میشه گفت گرده گیرهای چوبی در این مورد جایگاه خوبی ندارن.

مساله بعدی انتقال بیماری ها یا حتی شدت گرفتنشون با گرده گیریه، مثل انتقال بیماری نوزما، یا شدت گرفتن بعضی از بیماری های ویروسی. از این بابت باید حواسمون باشه که کندوهای آلوده رو از این برنامه معاف کنیم و اگر شد اصلا از کل زنبورستان جدا کنیم. قضیه وقتی جدی میشه که گرده گیر به تعداد کافی نداریم و به صورت چرخشی روی کندوها استفاده می کنیم. یا گرده ها رو برای مصرف زنبورها برداشت می کنیم. این شاید بدیهی باشه، ولی عدم رعایتش، می تونه یک سال ما رو ازمون بگیره!


احتیاط:

گرده می تونه به بقایای زنبورهای مرده، مدفوع یا زباله های کندو آلوده باشه. پس به هیچ وجه از کندوهای آلوده گرده گیری نکنید!


با تشکر از همه دوستانی که می خوانند نظر می دهند. با تشکر ویژه از آقایان

سعدی محمدی، علی علیدوستی، مصطفی یوسفی، مهدی ظفر

پایان

MahdiZafar گفت:
خسته نباشید مهندس اخوان مقدم عزیز.
برداشت اصولی گرده گل موضوع کمتر توجه شده ایی بود در زنبورداری کشور که خیلی خوب بهش پرداختید.
یک مورد رو بنظرم در این مطلب کامل بهش اشاره نکردید:
آلودگی گرده گیر ها به عوامل بیماری های زنبورعسل و پخش شدن این عوامل بیماری از یک کندویی به کندو یا کندو های دیگر.
و راه های جلوگیری از این بیماری زایی در استفاده از وسایل برداشت گرده و همچنین راه های ضدعفونی این وسایل.
تشکر از وقتی که گذاشتید.
    مهدی اخوان مقدم گفت:
    سلام
    اولا که ممنونم که مطالعه کردین
    دوما صد بار ممنونم که نظر دادین
    سوما چشم، حرف حساب جواب نداره، ان شالله اضافه می کنم